برای گرفتن کارنامه ناراحتم خدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددا
حتی شما آشنای عزیز باریم دعا کنید.
godby
یه جورایی شبیه این شکلکه ست دیروز با مصطفی به شهر کتاب رفتیم
یک سی دی گرفتیم بعدش رفتیم خونه ی اون یکی پسر خالم اسمش علیه
از اون دی وی دی هری پاتر و گرفتیم من و مصطفی رفتیم خونه ی خالم
اون روز خیلی بهم خوش گذشت
تا یه روز دیگه خداحافظ
این برنامه فیلم مورد علاقه ی خودم tmntرو ببینم امااین برنامه2ساعت است من هر2ساعت رو پای تلویزیون بودم اما اثری از برنامه نبود دیگه اعصابه خورد خمیر شد. راستی بهتره که عکس فیلم مورد علاقه ام را ببینید

این همون چیزیه که من میگم تای روز دیگه
بای
روز عاشورا بود.من با مادرم به دسته رفتیم تا زنجیر زنان رو ببینیم![]()
آها یادم رفت بگم قرار بود راس ساعت دو به دسته برم![]()
با ابوالفضل که پسر خاله ی منه رفتیم تارفتیم اونجا...![]()
...که دیدیم پر از پرچم های:یاثار الله،یا حسین مظلوم،![]()
یاابوالفضل عباس.نفهمیدم که این همه پرچم برای چیه![]()
و اینهمه مردم برای چیه اومدن عزاداری همشون گریه می کردند و به
یه سر و سینه می زدندراهی شدیم بازنجیر زنان تا مساجد دیگر برای
عر ض تسلیت رفتیم و من دیگر نای نداشتم خسته شده بودم تا اینکه
عزاداران قصد برگشت به مسجد قدیمی خودمون یعنی چهلستون را
کردند.برگشتیم و وقتی به مسجد رسیدیم مادرم با بعضی از اقوامم که
برام خیلی عزیز هستند را آنجا دیدم .با دیدن آنها خستگیم بر طرف شد
مادرم مرا سمت خانه برد و برایم کاپشن پوشاند و دوباره سمت مسجد
حرکت کردیم وقتی رسیدیم دیگر تمام شد منو مادرم به خونه مادر
بزرگم رفتیم آنجا طبق معمول هر سال چای دم کرده با حلیم گرم شده
جمع شدن اعضای خانواده لذتی بود که در این روز بردم.
و زیباترین خاطر ه من حضور در دسته زنجیر زنان بود.
شاه وفا ابوالفضل
..... ریا ضی داشتم.![]()
نام معلمم آقای....![]()
....چرچیان بود.![]()
بچه ها ازش می ترسن چون...![]()
...۲تا گوش آدم میگیره و میکشه بالا تازه...![]()
...کاردیگش اینه که کچ پرتاب کنه و آدمو بکوبه به دیوار.![]()
ب ن گ.![]()
ولی معلم دلسوز است.![]()
مادعا می کنیم خوب تر بشه.![]()
god by![]()
دعا کردم تا ۲۰بشم.
صبح زود از خواب بیدار شدم.![]()
رفتم مدرسه و امتحان دادیم.![]()
فردا ی آنروز برگه امتحانو به مادادن.![]()
تاورقه رو به من دادن با خوشحالی به اون نگاه کردم ولی .....![]()
.....به خشکه این شانس.![]()
۱۹شدم م م م م م م م م م م م. ![]()
ولی ۱۹نمره بدکی نیست.![]()
![]()
بای بای![]()
نمیدونم که چرا بین من و هومن دعوا مون شد؟
آها!فهمیدم من سرصف ایستاده بودم که یک دفعه منو حل داد
منم از خودم دفاع کردم زدم زیر گوشش
هومن هم که کم نیاورد موهامو کشید وسرم را کوبید به دیوار
بنگ!
یک باره بایه حرکت باحال اونو انداختم زمین
شترق
بعد گوشامو کشید اون نمی دونست گوشام خون اومد
آقای حاجی بابائیان معاون مدرسه اونو برد گوشه دیوار
خانوم بهداشت با سرم شستوشو گوشامو ضد عفونی کرد
خودم نمدونستم چرادعوامون شد؟!
بابای![]()

